771.من پر از بال و پرم....
این موقع ها از زندگی لذت می برم و پر میشوم از لبخند.... + یکی دیگر از لذتهای زندگی را هم بعد از آن تجربه میکنم... تنها قدم زدن و لبخند زدن به درختان و قورت دادن تمام رنگ سبزشان را با چشمانم و پر کردن ریه هایم از هوای پاک این محله.... + حالا نوبت لذت بردن از کتاب جدیدم است :) برچسبها: تنگ بلور دلم, ش...
772.
هردم از آینه میپرسم ملول: چیستم دیگر؟ به چشمت چیستم؟ لیک در آینه می بینم که وای سایه ای هم زانچه بودم نیستم (فروغ) برچسبها: شعر, تنگ بلور دلم+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 0:18 توسط مـــــاهــــــی
773.
اولین گروه به وجود خدا معتقدند اما رفتارشان اعتقادشان را نقض میکند... این گروه در جامعه به وفور یافت می شوند... مثال: نیازی به مثال نیست( افرادی که در این مورد دچار اختلال شدیدند از نظر ماهی مشمئزکنندگان نامیده میشوند)توضیح: البته تقریبا تمام انسانهای عادی نیز گاهی دچار این اختلال میشوند در اینجا من...
774.
دکتر خ : کم خوابی یعنی مرگ...کم غذایی و افسردگی... و بعد با عصبانیت میگوید: بابا بسههههه دیگه :| اضافه میکند: کم بخوابی میمیری و زود پیر میشوی برچسبها: تکه پاره حرف+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:7 توسط مـــــاهــــــی
733.روان پریشانه
....آن وقت ناگهان خودم را میان حقیقتی یافتم که صدای جدا شدن رابط های میان قلب و احساس و روحم را از تنم و تکه تکه شدن بند بند وجودم را شنیدم ... انگار یکهو هولت بدهند میان یک دره ی عمیقِ تاریکه تاریک....سیاه مطلق و تو سقوط را با تمام سلولهایت لمس کنی و هر آن منتطر برخورد تن کوفته ات با زمین ته دره با
736.
خیر سرم خواستم در آن مسابقه ی طنزنویسی که فردا آخرین مهلتش است شرکت کنم...بعد از دو سال متن طنزی نوشتم و سپس با یک کلیک اشتباه همه اش حذف شد و من دیگر حوصله ی نوشتن دوباره اش را ندارم ...ساعت سه صبح است و خوابم میاد.... + اما بجایش برای مدتی کوتاه حس کردم همان دختر چندسال پیشم و به یاد آن موقع ها لب...
723.
و باز خودآزاری.... میدانم حالم گرفته میشود تپش قلب میگیرم و حس های دیگری که نمیخواهم بنویسمشان... اما باز هم گاهی طی عملیات انتحاری روح و روان خودم را با یادآوریشان له میکنم و نفسم میگیرد... ای لعنت... کاش جور دیگری بود.. اما خب نمیشود تغییر داد....خودم را دلداری میدهم اما خب حرصم میگیرد.... + بی ر
724.
آن یک تکه هویج خیال مرا کجاها که نکشاند... امان از خاطرات... + یکهو به خودم آمدم.. کسی از درونم گفت: آهای چه خبرته داری گند میزنی ها حواست هست؟ + ماهی پس کی؟ + چه مطبوع ... + زبان در دهان... چنان از طرح وضع ناپسند خود گریزانم که گر دستم دهد از خویش هم سازم جدا خود را (وحشی بافقی) برچسبها: پرسه در حو...
725.
علم میگوید ماهی به خاطر دور شدن از آب,به دلایل طبیعی,می میرد.اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد,تصدیق می کند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمی میرد.ماهی به خاطر آب خودش را می کُشد!
726.دوم
علم میگوید ماهی به خاطر دور شدن از آب,به دلایل طبیعی,می میرد.اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد,تصدیق می کند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمی میرد.ماهی به خاطر آب خودش را می کُشد!
727.
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
728.
درد و بی خوابی.... عجب ترکیبی به به... +مدتهاست که آرزو به دل مانده ام یک شب مثل انسان خوابم ببرد.... دارم دیوانه میشوم از این وضع + اختلال خوابِ جدی و وخیم.... + خداجان مرا بکپان لطفا... مقداری هم از این درد بکاه تصدقت شوم... + راستی خداجان شکرت...ممنون بابت همه چیز... می بوسمت... اووووممم مااااچچچ...
729.
علم میگوید ماهی به خاطر دور شدن از آب,به دلایل طبیعی,می میرد.اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد,تصدیق می کند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمی میرد.ماهی به خاطر آب خودش را می کُشد!
730.
علم میگوید ماهی به خاطر دور شدن از آب,به دلایل طبیعی,می میرد.اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد,تصدیق می کند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمی میرد.ماهی به خاطر آب خودش را می کُشد!
731.ماهِ من
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
732.
علم میگوید ماهی به خاطر دور شدن از آب,به دلایل طبیعی,می میرد.اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد,تصدیق می کند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمی میرد.ماهی به خاطر آب خودش را می کُشد!
712.
چری: یه اعترافی بکنم..ناراحت نمیشی؟ من: نه عزیزم بگو چری: ازت بدم میاد. نمیدونم چرا... . دوستت ندارم دیگه ...از وقتی داداشم رفته میخوام دوری کنم ازت... متنفر شدم ازت. حس بدی دارم بهت. نمیدونم چرا.خودم هم نمیخوام اینجوری باشه... ولی... ببخشید من: اشکال نداره عزیزم ... نیاز به زمان داری ..میفهمم چری:
713.
خب به جهنم... خسته تر از آنم که بخواهم به برخی چیزها فکر کنم.... + میخواهم نامهربان تر و بی رحم تر شوم... زیادی بها میدهم به دیگران... + خودم جان مرا ببخش + حوصله هیچکدامشان را ندارم.... برچسبها: در گلوی من ابر کوچکیست+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:14 توسط مـــــاهــــــی |
714.
یک نفس راحت... + قطار....کتاب... روان... + آدم نباید زیاد بماند... + ماهیِ از اول... برچسبها: تنگ بلور دلم+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:11 توسط مـــــاهــــــی |
715.
علم میگوید ماهی به خاطر دور شدن از آب,به دلایل طبیعی,می میرد.اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد,تصدیق می کند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمی میرد.ماهی به خاطر آب خودش را می کُشد!