دومین گروه معتقدند خدایی وجود ندارد ولی گاهی رفتار یا گفتاری بروز میدهند که اعتقادشان را نقض میکند. مثال: دکتر ب که معتقد است خدا نیست و باید توهُم وجودش را از اذهان پاک کرد و او را در ذهن کُشت، میان گفتگویش یکهو میگوید آن حمله ی میگرن از طرف خدا بود و اگر "ن" آن لحظه دچار حمله ی میگرن نشده بود ممکن بود از شدت ناراحتی گند بزند به روند جلسه شان.. اوه ماهی خیلی مضحک است نه؟! یا مثلا آن یکی که میگفت خدا نیست اما هنگام خطر نذر میکند و بعد از رهایی دوستش از مهلکه خدا را شکر میگوید( افراد دچار اختلال شدید از این نوع خوددرگیران نامیده میشوند)
+ دیده شده هر دو گروه(بخصوص گروه دوم) در صورت انتقاد بشدت مغلطه میکنند( و حتی خود را نیز گول میزنند) و در این کار خبره و در نوع خود بی نظیرند... لذا بجای بحث با این افراد بهتر است بگذارید خوش باشند و در خود فیلسوف پنداری شان دست و پا بزنند.
برچسب:
نویسنده: کیارش ابراهیمی