1067.عصبی
اگه اون لحظه یه شات گان همرام بود و کمی هم خوی آدم کشی، قطعا خانم برهانی رو میکشتم. زنه احمق و بی فرهنگ و بی ادب.وقتی یه آدم بی فرهنگ و بی ظرفیت رو بذارن مسئول همین میشه دیگه. این آدم حتی ظرفیت مدیریت یه توالت بین راهی رو هم نداره.وای که وقتی موقع حرف زدن اون اداها رو درمیاورد میخواستم بزنم توی دهنش...
1069.
به قول شاعر:نه خواب راحتی دارم...نه مایلم به بیداری.
1070.
من یه چیزی رو فهمیدماین کهماهی تا ابد تنهاست.
1052.
سلامی با تأخیر فراوان خدمت زمستان عزیز. راستش را بخواهی امسال بر خلاف سالهای گذشته شور و شوق آمدنت را نداشتم. کلا شور و شوق در وجودم خشکیده است انگار. شوق هیچی چیز را ندارم. فقط آمدم به رسم گذشته سلامی عرض کنم و بروم. شاید سال های بعد حال بهتری داشته باشم و با روی خوش تری استقبالت کنم.
1053.
حال وحشتناکی دارم... یه استیصال خفه کننده. دلم میخواد مغزمو بترکونم . دارم به تباهی میرم... وحشت کردم.... وحشت دارم. خسته م. بی هدف و سرگردون و گم شده. همه چیمو گم کردم. سرم داره منفجر میشه. با جنون فاصله ای ندارم.
1054.
اگه بخوام خیلی صادقانه حرف دلمو بزنم باید بگم حالم از زندگی به هم میخوره و دلم میخواد زودتر تموم شه. آره اصلا من ضعیفم و حوصله هیچگونه بحث فلسفی و نصیحتم ندارم. حالم از همه چی به هم میخوره. همه چی.
1055.
این ناآرومی داره منو دیوونه میکنه... داره روانیم میکنه.
1059.
فکر کنم توانایی نوشتن رو هم دارم از دست میدم... شایدم دادم. + شایدم ذوقش رو از دست دادم. نمیدونم کدوم یکیه.
1042.
خب ته مونده ی پولامم دوتا بلیط تئاتر خریدم. میریم که داشته باشیم لیگ مسابقات بالانس و ترامبولی شپش ها رو ته کیف پول و عابربانکم. باشد که رستگار شوم.
1043.
کلاس اول بودم. اولین سالی که میرفتم مدرسه. نزدیک عید نوروز بود، آخرین روز قبل از تعطیلات عید زنگ آخر بهمون پیک شادی دادن.کلی هم سفارش کردن که حلش کنیم و تمیز نگه داریم و قشنگ بنویسیم و... . زنگ خورد پ
1045.
دلم میخواست ماه بود و تو بغلش گریه میکردم. + استرس. اعصاب خوردی. یه خبر مرگ ، درسهای رو هم شده، سمینار لعنتی که هیچ کاری براش نکردم و این وسط هورمون زدگی و علائمش و درداش. +کی تموم میشه این روزا؟ + دلم میخواد بیفتم یه گوشه رو تخت مچاله شم و زار بزنم. کاش کسی خونه نبود یکم گریه میکردم.
1046.
قرص آلپرازولام خوردم که مثلا اضطراب و قلب دردم خوب شه، بدتر باعث شد خواب آلود و گیج شم و از اضطراب و دردم کم نکرد :| + هِی کن اسبتو با هم بریم از این دیار / از هوای این شهر بد خسته ام ای یار
1047. غمت در نهان خانه ی دل نشیند..
این اضطراب منو میکشه آخر... دلم خیلی گرفته داره میترکه. آخ که چقد گریه دارم و حیف که موقعیتش نیست. تا تنها نباشم نمیتونم در حضور دیگران گریه کنم. +کی خلاص میشم از این وضع اسف بار و خفه کننده؟؟؟ + جوانی بگذرد تو قدرش ندانی...
1048.
به پا گر خَلد خار آسان برآرم چه سازم به خاری که بر دل نشیند. + قلبم درد میکنه، تیر میکشه
1049.
حال جسمیم اونقد داغونه که حتی حس میکنم دارم میمیرم. جون ندارم انگار دیگه. + امروز تو راه باشگاه و خود باشگاه خوش گذشت. + نشستن تو تراس و دیدن پاییز هم خوب بود. +همه رفتن پیاده روی. عاشق پیاده روی تو شبمم. اما خب نرفتم، حالم بدتر از این حرفا بود. کاش فردا خوبه خوب شم
1051.
مرَنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخواست، مشکل نشیند
990.
علم میگوید ماهی به خاطر دور شدن از آب,به دلایل طبیعی,می میرد.اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد,تصدیق می کند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمی میرد.ماهی به خاطر آب خودش را می کُشد! نوشته های پیشین Let's block ads! (Why?)
791.
علم میگوید ماهی به خاطر دور شدن از آب,به دلایل طبیعی,می میرد.اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد,تصدیق می کند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمی میرد.ماهی به خاطر آب خودش را می کُشد!
792.
چقدر توی این مورد ضعیف عمل میکند... طوری که دلسردم میکند...برچسبها: تنگ بلور دلم + نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 23:50 توسط مـــــاهــــــی |