خرید بک لینک

درباره سایت

721.

امکانات وب

و باز خودآزاری.... میدانم حالم گرفته میشود تپش قلب میگیرم و حس های دیگری که نمیخواهم بنویسمشان... اما باز هم گاهی طی عملیات انتحاری روح و روان خودم را با یادآوریشان له میکنم و نفسم میگیرد... ای لعنت... کاش جور دیگری بود.. اما خب نمیشود تغییر داد....خودم را دلداری میدهم اما خب حرصم میگیرد....

+ بی ربط نوشت : چری حرف زد...راهنمایی اش کردم..

+ کاکتوسم دوباره جان گرفته و جوانه زده است...

+ از یادآوری آن لعنتی ها و خودآزاری ام گریه ام گرفته است... ولی خب بیخیال... آثارش بعد از چند روز کمرنگ و محو میشود تا خودآزاری بعدی...آدم بهتر است گاهی برخی چیزها را نداند... دانستن درد دارد... یک درد نفس گیر... جوری که نفسهای آدم عمیق تر میشود... و..ولش کن ماهی حوصله ندارم...

+ بروم سحری بخورم....


برچسبها: در گلوی من ابر کوچکیست
+ نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 2:58 توسط مـــــاهــــــی |

برچسب: نویسنده: کیارش ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 21:36

صفحه بندی