خرید بک لینک

درباره سایت

721.

امکانات وب

چری: یه اعترافی بکنم..ناراحت نمیشی؟

من: نه عزیزم بگو

چری: ازت بدم میاد. نمیدونم چرا... . دوستت ندارم دیگه ...از وقتی داداشم رفته میخوام دوری کنم ازت... متنفر شدم ازت. حس بدی دارم بهت. نمیدونم چرا.خودم هم نمیخوام اینجوری باشه... ولی... ببخشید

من: اشکال نداره عزیزم ... نیاز به زمان داری ..میفهمم

چری: ببخشید ...بای

من: شبت بخیر عزیزم...

+ میدونم روزای سختی رو میگذرونه میدونم حال روحیش بده اما منم دقیقا همین درد و حس رو پارسال چشیدم و درک کردم اما هرگز از چری متنفر نشدم اون بهترین دوستمه هرگز ازش بدم نیومد... میدونم شرایط و حال روحی هرکسی فرق داره و شاید من درکش نمیکنم ( که خیلی هم خوب میفهمم دردش رو و با تمام وجود خودمم پارسال لمسش کردم) اما از بهترین دوستم توقع چنین حرفا و حس هایی رو نداشتم... سعی کردم کنارش باشم و حالشو خوب کنم اما انگار موفق نبودم...مرگ برادر خیلی سخت و وحشتناک و دردناکه اما...

+ بی خیال...شبم بخیر


برچسبها: تنگ بلور دلم
+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:47 توسط مـــــاهــــــی |

برچسب: نویسنده: کیارش ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 5:17

صفحه بندی