خرید بک لینک

درباره سایت

721.

امکانات وب

و خب حالا من اینجا مبهوت روی تختم دراز کشیده ام و انتظار میکشم.... خبری نیست... هست ولی خب نه آن چیزی که من دلم میخواهد... این روزها مثل یک عقده ای کتاب میبلعم... باعث میشود آرام بگیرم و از دنیای پیرامونم فاصله بگیرم..و فکر نکنم به خیلی چیزها و تحلیل های سیاه و خرکی در ذهنم پرورش ندهم...کتابم را بلعیده ام .... منتظرم... میشود گفت تقریبا دارم طی این سالها به این نوع انتظارها عادت میکنم... برخی عادتها خطرناکند... نمیخواهم این انتظارها عادی شوند... با خود میگویم نگذار عادت کنم... ماهی! راستش این روزها انگار همه چیز خوب و آرام است ...موجی از روزمرگی همه ی آدمهای اطرافم را فرا گرفته حتی اشیاء را.... روزمرگی گاهی شبیه آسپارتام عمل میکند، شیرین اما مضر و سمی.... منتظرم.... تلاش میکنم افسار افکارم را محکم توی دستم بگیرم و افکار منفی را محبوس کنم در تاریک خانه ی ذهنم در گوشه ی پنهان مغزم و احساسات منقلب کننده را هول دهم میان ِ گوشه ای متروک از قلب پر جنب و جوشم... همه چیز خوب است... من اما منتظرم.... میتوانست خیلی بهتر از اینها باشد اگر... اما خب همین که بد نیست یعنی خوب است.... عادت.... اگر عادت کنم راحتتر میشوم اما آن حس مرموز و نرم و مبهم پرتکاپو را از دست میدهم و این خود فلج بخشی از روح هر آدمِ محکوم به عادتی محسوب می شود ....

+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 16:30 توسط مـــــاهــــــی |

برچسب: نویسنده: کیارش ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 5:17

صفحه بندی