2068.
◷
تاریخ انتشار: 1401/4/1 | ساعت: 7:35
من میخواهم بدانم که راستی راستی زندگی یعنی اینکه توی یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طور دیگری هم توی دنیا میشود زندگی کرد؟« صمد بهرنگی،ماهی سیاه کوچولو » Adblock test (Why?)
1136.
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/17 | ساعت: 0:08
چقدر دلم برای اینجا تنگ شده. چقد اینجا غریبانه شده. متروکه شده. بالأخره قرار شد یکشنبه چهاردهم اردیبهشت دفاع کنم به صورت آنلاین. مثل این که حالا حالاها در خدمت کرونا هستیم. حس میکنم وقتی دفاع کنم تا حدی احساس بلاتکلیفیم کمتر میشه اما بیکاری و حس به درد نخوری دیوانه م میکنه. هعی ماهی جان باید بجنگی و...
1137.
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/17 | ساعت: 0:08
خب. بالأخره دفاع کردم تموم شد. مونده مقاله. مثل زنایی که دچار افسردگی پس از زایمان میشن دچار افسردگی پس از دفاع شدم. دفاع آنلاین دلچسب بود. مقنعه و مانتو و شلوار راحتی قرمز و دمپایی روفرشی.
1135
◷
تاریخ انتشار: 1399/1/6 | ساعت: 4:14
آخرین نفسای سال 98فکر میکردم دوازده اسفند دفاع میکنم و عید حسابی کیف میکنم امت کرونا گند زد به همش و بیست روزه در قرنطینه خانگی به سر میبریم.هیچی از 98 نفهمیدم از بس که پر از گرفتاری بود.
1128. تو نیروانای منی
◷
تاریخ انتشار: 1398/11/21 | ساعت: 22:51
سلام خدای نارنجهای نارنجی و برگهای سبز باغچه.سلام خدای ابرهای سیاه یکدست.سلام خدای هوای سرد زمستان.سلام خدای مهربان قلبم و ماه.دوستت دارم. مراقبم باش. دست دلم را بگیر و محکم بغلم کن.
1129.
◷
تاریخ انتشار: 1398/11/21 | ساعت: 22:51
کاش این روزام زودتر میگذشت.این غم عمیق. این بی قراری . این بلاتکلیفی.
1131.
◷
تاریخ انتشار: 1398/11/21 | ساعت: 22:51
چیزی که به غمگین تر شدنم دامن میزنه اینه که: به هیچ دردی نمی خورم
1133.
◷
تاریخ انتشار: 1398/11/21 | ساعت: 22:51
همه ی کسایی که فکر میکنن من حق اون دوتا دو هفته فرار رو طی این دوسال لعنتی نداشتم، کثافتن.
1120.غُرنامه های یک ماهی
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/1 | ساعت: 6:43
اینجانب یک عدد ماهی مریض و تب دار هستم به اضافه ی سه عدد آمپول که نوش جان نموده و گردش به چپ و راست ممنوع.یک عدد ماهی ناامید و خسته چون خانم دکتر فلان فلان شده جواب نمیده چون شرکت جواب نداد که مستر می
1121.
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/1 | ساعت: 6:43
دوست دارم برم یه جا که محل عبور و مروره بشینیم و خیره بشم به رو به روم و ساعتها به حرکت آدمها و تکون خوردن درختا و وزش باد زل بزنم. عمیقا احساس افسردگی میکنم. گاهی حتی دوس دارم خودمو از بین ببرم. البته فقط دوست دارم و واضحه که عملیش نمیکنم.
1122.
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/1 | ساعت: 6:43
نمیدونم چرا به هر دری میزنم تهش میخوره به بن بست. نمیدونم تا میام یکم امیدوار شم همه چی آوار میشه سرم.فقط میدونم ماه هاست زندگی نکردم و این فاجعه ست.شدم مرده ی متحرک.انگار یادم رفته خودمو و وجودمو فقط
1123.
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/1 | ساعت: 6:43
این بخش از زندگیمو هنوز باور نکردم. این روزا پیش ماه خوشبختم .+مرا دگر رها مکن. مرا از این ستاره ها جدا مکن
1124.
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/1 | ساعت: 6:43
روزگار مسخره ای رو این رورها از سر میگذرونم و امروز حال خیلی بدی دارم.+کی رها میشم؟
1094.
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/23 | ساعت: 11:10
حال دلم بد و گرفته ست.همین.منه لعنتی.ماهی کاش فردا خوب بشیم. امشب اما داغونم و بغضی و عصبی.
1095.
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/23 | ساعت: 11:10
به چشمه گفتم برَم ز دل یاد روی تو آرزوی توبه خنده گفتا نرنجم از خُلق و خوی تو یاد روی توولی ز من دل چو برکنی حدیث خود بر که افکنی؟ !هرکجا روی وصله ی منی ساغر وفا از چه بشکنی؟!#نامجو
1096.
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/23 | ساعت: 11:10
سرم روی تنم سنگینی میکند.دلم میخواهد جدایش کنم و به دور دستها پرتابش کنم.+ از آن شب هایی ست که قادرم تمام پل های پشت سرم را خراب کنم.
1098.
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/23 | ساعت: 11:10
نمیدونم هنوزم برات مهمیم یا نهاما فردا و پس فردا روزهای مهمی ان،کنارمون باش.
1099.
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/23 | ساعت: 11:10
امشب دلم پر از غمه...خسته ام. خیلی.کاش زود خوابم ببره
1062.
◷
تاریخ انتشار: 1397/12/12 | ساعت: 17:39
یه چیزی بگوقبل از این که خیلی دیر بشه..+اینو هی تو دلم تکرار میکنم.
1066.
◷
تاریخ انتشار: 1397/12/12 | ساعت: 17:39
اونقدی دلم گرفته که نمیتونم بگم چقد. دلم یکیو میخواد که بیاد بشینه کنارم و حرف بزنه باهام.+بغض+ خواب آشفته